شعر
نامه
قبل از هر چیز سلام
حالت ایا خوب است
ما همه خوب وسلامت هستیم
وملالی نیست جز دوری واندیشه تو
که آن هم به دیداری رفع خواهد شد
واما بعد
نوشته بودی
حال بابا خوب است؟
کارها مثل همان هست که بود
خواهرت قالی خود می بافد
وداداش برسر کار هست هنوز
دستهایش خسته
وبه زور هم که شده
صبح بر می خیزد
پدرت فکر همه هست ولی
دستهایش خالی در بساطش ندارد آهی
وبه همین بدبختی روزها میگذرد
من به قربان گلم
تو فقط فکر خودت باش
سلامت باشی
نامه را خواند پسر
ابری از گوشه قلبش برخاست
وبسان طوفان
دل اورا پوشاند
اشک باران نداری وهمه حسرتها
آهسته فروریخت
زچشمان ملالت بارش
گوشه ای آهسته خزید
هق هق گریه او بود
در هنگامه شب
ماه هم شرمنده نگاهش میکرد
نیم شب بود سراسیمه پرید
همه چی رویا بود
لحظه ای با خود گفت:
خواب باز بهتر بود
زندگی باز همان بود که بود!!
اردبیل25/1/1390-----رهگذر


